فقه؛ عامل استقلال هویتی و پویایی فرهنگ اسلامی
18 بازدید
مصاحبه کننده : خبرگزاری ایکنا
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خبرگزاری ایکنا
تاریخ نشر : Dec 15 2013 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

خبرگزاری ایکنا: یک شنبه 24 آذر 1392 08:46 شماره خبر : 1341341 ارسال به دوست چاپ این صفحه

پژوهشگر حوزه عنوان کرد:

فقه؛ عامل استقلال هویتی و پویایی فرهنگ اسلامی

 گروه حوزه‌های علمیه: عباس‌علی مشکانی سبزواری با اشاره به هویت مستقل فرهنگی مسلمانان بیان کرد: احکام و قوانینی که به واسطه علم فقه از متون دینی استنباط می‏شود، عاملی شده تا جامعه و تمدن اسلامی شیوه زندگی مستقل را دارا و از فرهنگی پویا برخوردار باشد.

عباس‌علی مشکانی سبزواری، پژوهشگر سطح سه حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‎المللی قرآن(ایکنا) گفت: درباره فقه و نسبت آن با تمدن دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. برخی هیچ نسبتی میان این دو نمی‏بینند؛ گروه دیگری قائل به نسبتی حداقلی بین فقه و تمدن بوده و گروهی نیز فقه را شرط اساسی تمدن‏سازی قلمداد می‏کنند.

وی افزود: با توجه به اینکه ما در عصر حاضر با یک جهان سکولار مواجه هستیم آنچه که باعث شده است فقه و معارف اسلامی متهم به ناتوانی در عرضه نظام‏های مورد نیاز جامعه انسانی و عدم توانایی فقه برای ارائه نظام‏های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، تربیتی، و در کل توانایی تاسیس و تغذیه یک «تمدن» شود همین نگاه سکولار به جهان است.

انقلاب اسلامی منشا طرح مباحث فقه تمدنی است

این پژوهشگر حوزه علمیه با اشاره به جایگاه فقه و تمدن‌سازی در جامعه اسلامی عنوان کرد: بحث رابطه فقه و تمدن‌سازی تاکنون با عناوین مختلف و به صورت پراکنده در پیشینه معارف و منابع دینی وجود داشته و اندیشمندانی به طور جسته و گریخته به بررسی و نقادی در این باره پرداخته‏اند.

وی ادامه داد: اما تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، این بحث جدی تلقی نشده و به جایگاه حقیقی خویش نرسیده بود. پس از انقلاب موضوعاتی همچون حکومت دینی، فقه سیاسی، فقه حکومتی، فقه پویا، نسبت دین و حکومت، نسبت فقه و حکومت، فقه و نظام‌سازی، فقه و تمدن‏سازی و مباحثی از این دست در حوزه اندیشه عالمان دینی مطرح شده، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و نظریه‏های مختلفی درباره آنها بیان شد. تحلیل و ریشه‏یابی عدم رشد این مباحث، خصوصاً بحث مناسبات فقه و تمدن و نقش فقه در تمدن‌سازی، در تاریخ معارف دینی، خود بحث گسترده‏ای است و بیش از آنکه به عملکرد افراد مربوط باشد، به اوضاع اجتماعی و مراحل تاریخ تکامل بشری مرتبط است.

فقه‌ ‌مجموعه احکام عملی اسلام‌ است

وی بیان کرد: اسلام دین خاتم است و در همه اعصار پاسخگوی نیازهای دینی انسان است. در این میان آن بخش از اسلام که نمود عینی بیشتر و تاثیر ملموس‏تری در زندگی انسان دارد، بخش قوانین، مقررات و ناهنجارهای عملی اسلام است و رسالت مهم فقه در همین جا آشکار می‏شود، چرا که فقه عهده‏دار تبیین این مقررات و احکام است. به بیان دیگر فقه‌ ‌مجموعه احکام عملی اسلام‌ است که‌ وظیفة‌ «ارائة‌ طریق» در تمامی‌ حوزه‌های‌ تمدنی، اعم‌ از حوزه‌های‌ فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، تربیتی، عبادی و ...را بر عهده‌ دارد و با قدمت‌ تاریخی‌ خویش، گستره‌ای‌ بس‌ سترگ‌ را شامل می‏شود.

مشکانی اظهار کرد: بنابراین رسالت فقه تبیین قوانین و باید و نبایدهای دین در صحنه زندگی فردی و اجتماعی انسان، جهت عمل نمودن به آنهاست و غایت آن دستیابی به دین‏مداری و التزام به شریعت است که همان کسب کمالات روحی و معنوی و رسیدن به قرب الهی است.

تفاوت در رویکردهای نظری؛ علت تعدد معانی تمدن

وی با اشاره اختلاف در تعریف واژه تمدن گفت: در رابطه با معنای تمدن مفاهیم متعددی بیان شده است. این تفاوت‏ها اغلب به دلیل وجود رویکردهای مختلف در تعاریف است اما به هر حال به نظر می‌رسد تعریف تمدن به مجموعه بزرگی از نظام‏های اجتماعی (سیاسی، اقتصادی، حقوقی، تربیتی، عبادی و ...) که از نظر جغرافیایی واحد کلانی را در یک قلمرو پهناور در برمی‏گیرد، و فرهنگی واحد بر تمامی اجزای آن سیطره دارد، مناسب‌ترین تعریف برای تمدن باشد.

این پژوهشگر حوزی بیان کرد: همان طور که در تعریف تمدن اشاره شد هر تمدنی متشکل از مجموعه‏ای از نظام‏های اجتماعی، همچون نظام اقتصادی، نظام حقوقی، نظام تربیتی، نظام عبادی و همین طور نظام سیاسی است و اساساً همین نظام‏ها هستند که تمامیت یک تمدن را شکل می‏دهند.

وی ادامه داد: بر این اساس زمانی که ما این دو مفهوم را در کنار یکدیگر قرار می‌‌دهیم اشتراکات بسیار زیادی بین این دو می‌توانیم بیابیم. از آنجا که فقه ترسیم کننده شیوه‏های زندگی انسان در صحنه‏های گوناگون آن است، تبیین کننده مناسک و عبادت‏ها، معاملات، حلال و حرام، نظام ازدواج، میراث، چگونگی قضاوت و رفع خصومتها و درگیری‏ها و غیر اینها است و بطور خلاصه فقه برنامه دقیق برای زندگی فردی و اجتماعی مسلمان است. و این به صورت روشن همان عناوینی هستند که در بحث تمدن و تمدن‌سازی از مولفه‌های خاص تمدنی به شمار می‌آیند.

فقه؛ ایجادکننده هویت مستقل فرهنگی در جهان اسلام

مشکانی تاکید کرد: یکی از مهمترین وجوهی که ماهیت یک تمدن به آن وابسته است وجهه فرهنگی تمدن است. اگر تمدنی نتواند تولید فرهنگی داشته و فرهنگ اصیل خود را حفظ کند، هستی و چیستی خود را در معرض نیستی و فنا قرار داده است. در تمدن اسلامی، یکی از مهمترین عواملی که تاکنون توانسته است هویت مستقل فرهنگی ایجادکند، فقه و قوانین فقهی بوده است.

وی ادامه داد: اگر تعریف فرهنگ به «شیوه و روش زندگی» را قبول کنیم، آنگاه نسبت وثیق فرهنگ و فقه هویدا خواهد شد. چه اینکه فقه اسلامی، از ابتدا تا انتها و از طهارت تا دیات، آموزش شیوه زندگی است. به دلیل اینکه تعالیم فقه، نسبت به نحوه برخورد با دیگران، رعایت نظم و انضباط، رعایت حقوق دیگران، داد و ستد، آداب معاشرت، ازدواج و طلاق، هم‏نوع‏گرایی، سیاست، حکومت، مدیریت، تدبیر منزل، نظافت، بهداشت، علم و صنعت و ... مطالب فراوانی دارد.

فقه؛ عامل استقلال و پویایی فرهنگ اسلامی

نویسنده مقاله «فقه اجتماعی شیعه» عنوان کرد: فقه اسلامی، در تمامی زمینه‏های طهارات، عبادات، سیاسات، اجتماعیات، تجارات، حقوق (حدود، دیات، قصاص، تعزیرات، شهادت، وصیّت، ارث، قرض، دین، تعاون، احسان، اتفاق) و تمامی احکام و مسائل امور زندگی و شیوه‏های برخورد اجتماعی، دستورات و آئین‏نامه‏های خاص خود را داراست. بر اساس پذیرش تعریف پیشین برای فرهنگ، فرهنگ اسلامی عبارت است از «شیوه زندگیِ مستخرج از متون دینی به واسطه علم فقه»؛ به عبارت دیگر احکام و قوانینی که به واسطه علم فقه از متون دینی استنباط می‏شود، عاملی شده تا جامعه و تمدن اسلامی شیوه زندگی مستقل را دارا و از فرهنگی پویا برخوردار باشد.